|

بازم از برخورد با تو فقط برام شرمندگی بوده
بازم که بر روی مزارت نگاه می کنم خجالت می کشم چه بگویم برایت از این دنیا...
همه را خودت خوب می دانی فقط برایت بگویم ای عزیزم تو رفتی و چه خوب شد رفتی..
ما دلمان از دست این مردم خون شده..... همه چیز شده در بین این مردم خوشی زودگذر
براحتی خون شما را میبینند و چند قدم بر میدارند و گناهی می کنند و پا روی خون شما می گذارند..
رهبرم شکر خدا خوبه فقط غربتش بیشتر به چشم میاد
در جریانی که همه دوستان انقلابیش چطور بر علیه او شدن طوری که ماموستا عالم اهل سنت
گفت برای رهبرم گریه می کردم وقتی مظلومیتش را می بینم
تو نگران نباش عموی مهربونم فدایی تو شوم ذات مردم اینه تا سختی نکشند قدر عافیت را نمی دانند
من را دعا می کنی؟؟؟/
شاید لایق نباشم ولی عمو جان دوستت دارم
چند روز پیش پیر خمین به خواب مادرت امد و از آنها عیادت کرد دیگه شک ندارم که زنده ای و ناظر بر
اعمال مان از من چیزی دیگه نمونده دوست دارم بمیرم غربت آقامو مثل امام حسین نبینم
تو دعا کن اول برای سربلندی آقام مهدی بعد مولایم خامنه ای بعد اسلام و اسلامیت وبعد ملت ایران و
بعد هم من ناچیز و خانواده ام
ببخشید دیر اومدم بازم میگم شرمنده ام
+نوشته
شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت14:56 توسط سلمان ممبینی
|